ارتقای بهره‌وری در صنعت مس ارتباط مستقیم با بهبود عملـکرد اکـتشافات دارد
تاریخ: دوشنبه 26 مهر 1400
تعداد بازدید: 136
کد خبر: 2605

 ارتقای بهره‌وری در صنعت مس ارتباط مستقیم با بهبود عملـکرد اکـتشافات دارد

فاطمه پهلوانی رییس سازمان ملی بهره‌وری ایران در گفت‌وگوی اختصاصی با «عصر مس»، بهبود عملکرد اکتشافات مس در کشور و فعال‌سازی واحدهای معدنی، افزایش بودجه‌های اکتشافی و افزایش نظارت بر عملکرد اکتشاف در کشور را از جمله مهم‌ترین اقدامات برای رشد بهره‌‌وری برشمرد. به گفته وی جمع‌آوری داده‌ها و تهیه بانک اطلاعاتی جامع و در دسترس و تشکیل کمیته‌ای به‌منظور پیگیری فرایند اکتشاف و به بهره‌‌برداری رسیدن ذخایر می‌تواند به ارتقای بهره‌وری منجر ‌شود. مشروح گفت‌وگو با فاطمه پهلوانی رییس سازمان ملی بهره‌وری ایران پیش روی شماست.

 

چه پيشنهادي براي رشد بهرهوري در صنعت مس داريد؟

بهبود عملکرد اکتشافات مس در کشور و فعالسازي واحدهاي معدني و ارتقاي بهرهوري صنعت، افزايش بودجههاي اکتشافي و افزايش نظارت بر عملکرد اکتشاف در کشور مهمترين اقدامات براي رشد بهره‌‌وري به شمار ميرود. جمعآوري دادهها و تهيه بانک اطلاعاتي جامع و در دسترس، تشکيل کميتهاي بهمنظور پيگيري فرايند اکتشاف و به بهره‌‌برداري رسيدن ذخاير، کمک به رفع موانع قانوني و قوانين حمايتي، تسهيل دسترسي بخش خصوصي به نتايج اکتشافات، کمک به اعطاي تسهيلات بيمهاي و بانکي از ديگر پيشنهادها جهت ارتقاي بهرهوري محسوب ميشود. همچنين بايد به تشويق به سرمايهگذاري در صنايع معدني کشورهاي همسايه، نظارت بر عملکرد شرکتهاي موجود، ارتقاي شاخصهاي بهرهوري و زيستمحيطي تکنولوژيهاي هيدرو، حمايت از سرمايهگذاري کشورهاي همسايه در صنايع پاييندستي، کمک به تشکيل تشکلهاي مختلف در صنعت مس، کمک به ايجاد مکانيزمهاي پوشش ريسک، حمايت از تنوع ابزارهاي تأمين مالي با مشارکت بانکها و مؤسسات مالي، ارائه تسهيلات به شرکتهاي صادرکننده، بهبود روابط تجاري با کشورهاي منطقه، انعقاد توافقنامههاي تجاري و تمرکز بر توليد و صادرات محصولاتي با ارزشافزوده بالا اشاره کنم.

براي درک صحيح از ميزان و بررسي وضعيت بهرهوري به چه شاخصهايي بايد اشاره کرد؛ بهعنوانمثال هزينه تمامشده و سرمايهگذاريهاي توسعهاي در اين خصوص چقدر اهميت دارد؟

براي شناسايي عوامل مؤثر بر بهرهوري مدلهاي گوناگوني وجود دارد که بهعنوانمثال ميتوان به مدل سازمان بينالمللي کار اشاره کرد. در اين مدل که توسط «جوزف پروکوپنکو» مطرح شده، عوامل گوناگون اثرگذار در بهرهوري به دو گروه اصلي تقسيم ميشود. گروه نخست عوامل داخلي بوده و توسط مديران سازمان قابل کنترل هستند. گروه ديگر عوامل خارجياند که خارج از کنترل است. اولين گام در راستاي افزايش بهرهوري تشخيص مانعها در چارچوب دو گروه عوامل داخلي و خارجي و گام بعدي تغيير، هدايت و کنترل اين عوامل است. بديهي است بهبود عوامل داخلي که مديريت آنها بهصورت مستقيم در دسترس خود کسبوکار است در اولويت خواهد بود. برخي از استراتژيهاي بهرهورانه نياز به انجام سرمايهگذاري جديد ندارند و صرفاً با بهبود وضعيت موجود با امکانات موجود امکانپذيرند مانند رعايت برخي نکات در استفاده از ماشينآلات از جمله تعميرات خوب بر اساس برنامهريزيهاي پيشبيني شده، کاهش زمانهاي مرده و ظرفيتهاي بلااستفاده و استفاده مؤثر از تجهيزات. در حوزه مواد و انرژي نيز بهبود بهرهوري با اين شيوهها ممکن است؛ بهرهگيري از مواد و انرژي کمتر در توليد هر واحد محصول، استفاده از ضايعات و قراضهها و بازيافت آنها، بالابردن کيفيت مواد اوليه، بهبود بخشيدن مديريت انبارداري، اصلاح نرخ بازگشت انبار و آزادسازي منابع مالي براي ساير فرآيندهاي توليد، افزايش منابع تأمينکننده و عرضه مواد. وقتي شکافهاي موجود با امکانات موجود و به کمک اقدامات مديريتي و اصلاح فرآيندي برطرف شدند، به جايي ميرسيم که نرخ رشد بهرهوري کندتر از قبل ميشود. در اينجا است که نياز به سرمايهگذاريهاي جديد نيز احساس ميشود. مثلاً ممکن است يک نوآوري در تکنولوژي اتفاق افتاده باشد که تجهيز اوليه کسبوکار به تأسيسات و ابزارآلات آن، هزينه اوليه و ثابت بالايي داشته باشد اما در بلندمدت با توجه به کاهشي که در هزينه توليد هر واحد محصول ايجاد خواهد کرد سبب بهبود بهرهوري و پوشش هزينه اوليه شود.

استفاده از نيروي انساني ماهر، کارآمد و شايسته چه نقشي در تحقق بهرهوري خواهد داشت؟

نيروي انساني يکي از مهمترين سرمايههاي هر سازمان است که نقش آن در دستيابي به اهداف سازماني غيرقابلچشمپوشي است، در عصر کنوني و با پيشرفت فناوري همچنان اين نيروي انساني است که با استفاده از مهارتهاي خود در زمينه حل مسئله به بهرهوري جامه عمل ميپوشاند. جذب نيروي انساني شايسته و همچنين توسعه آن اهميت بالايي دارد و انجام برنامههاي بلندمدت تنها با تربيت نيروي انساني شدني است. نيروي انساني ماهر و کارآمد با استفاده از تجربيات و تخصص خود، امور را بهدرستي انجام داده و از هدررفت منابع (زمان، انرژي، سرمايه و ...)، دوبارهکاري و هرگونه اتلاف جلوگيري ميکند؛ ازاينرو توسعه منابع انساني بهعنوان يکي از مؤلفههاي تأثيرگذار بر بهرهوري بايد مورد توجه مديران ارشد سازمانها قرار گيرد.

 

نقش تحقيق و توسعه را در بهرهوري چگونه ارزيابي ميکنيد و با توجه به اينکه تحقيق و توسعه، بازوي حياتي شرکتها هستند، نظرتان چيست؟

مسير پژوهش و تحقيقات علمي (R&D) همواره عاملي تأثيرگذار بر بهرهوري بوده و غيرقابلانکار است. ارتباط تحقيق و توسعه و پيشرفت فناوري با کاهش هزينهها، افزايش بهرهوري و رشد صادرات امري غيرقابلانکار است و فناوريهاي جديد زمينهساز ايجاد بستر تنوع در صنايع و توليدات، رونق بازار و در ادامه افزايش سهم بازار است. علاوه بر آن، فناوري باعث تغيير هزينه نسبي توليد و نيز افزايش مزيت نسبي بنگاهها و در نهايت کشورها ميشود. به عبارتي تحقيق و توسعه و نوآوري و فناوريهاي جديد به شرکتهاي اقتصادي اجازه ميدهد توان توليدي خود را ارتقا بخشند که اين امر نيز منجر به رشد ظرفيت، کاهش هزينه، افزايش کيفيت و افزايش سرعت در تحويل کالا و در يک کلام رشد بهرهوري يا رشد شرکتها ميشود.

براي دانشگاهها و مراکز علمي و شرکتهاي دانشبنيان در تحقق و رشد و ارتقاي بهرهوري چه سهمي قائل هستيد؟

اصولاً تا زماني که نگاه بهرهوري وجود نداشته باشد، ارتباط بين دانشگاهها و مراکز علمي با شرکتهاي دانشبنيان صورت نميپذيرد و قطعاً با توجه به تأثير دانشگاهها و مراکز علمي در رشد کسبوکارهاي دانشبنيان و تأثير اين شرکتها بر رشد اقتصادي کشور، همچنين الزام براي نوآوري و حضور در بازارهاي رقابتي جهاني و حرکت به اين سمتوسو که از اهميت بسيار بالايي برخوردار است، از اولويتهاي اصلي دولتها براي ايجاد رشد و ارتقاي بهرهوري در اقتصاد کشورها بهشمار ميرود. در کسبوکارهاي دانشبنيان، رشد اقتصادي و ايجاد اشتغال، متناسب با ظرفيت نوآوري که خود ماحصل مراکز علمي و دانشگاهي است، تحقق مييابد. بدين معني که دستاوردهاي تحقيق و توسعه بهطور پيوسته از طريق سرمايهگذاري به محصول، فرايند و يا سيستمهاي نوين تبديل ميشود و دسترسي به ظرفيتهاي سرمايهگذاري براي کارآفرينان و پژوهشگران افزايش يافته و اين موضوع عامل مهمي در ايجاد نوآوري و بهرهبرداري از توان فناوري در اقتصاد ملي است. لذا هرچند ارائه عدد دقيق براي ميزان سهم واقعي دشوار به نظر ميرسد اما در بزرگ بودن اين سهم ترديدي وجود ندارد.

بخشي از نيروهاي سازمانها ممکن است از مهارت کافي برخوردار نباشند؛ آموزشهاي ضمنخدمت به کارکنان چه کمکي ميتواند بکند و آيا مؤثر است؟

آموختههاي علمي دانشگاهي با بهکارگيري تجارب فردي در محيط کار و توانمندي بهکارگيري از اين آموختهها در عمل، رويهمرفته همان چيزي است که در بازار کار به آن مهارت گفته ميشود و در افراد بسته به ميزان علم و ذوق فردي و تجربيات شخصي متغير است، آموزشهاي ضمنخدمت راهحل مناسبي براي ارتقاي مهارت کارکنان خواهد بود و قطعاً از اهميت خاصي برخوردار است و بهطور خلاصه اينکه آموزشهاي ضمنخدمت، همواره موجب توسعه و پيشرفت سرمايه انساني در سازمانها است.

نقش نوآوري تجهيزات و استفاده از فناوري روز را در صنايع معدني و بهويژه صنعت مس چگونه ميبينيد؟

در اين خصوص بايد به طرح ملي سنجش بلوغ فناوري اطلاعات و ارتباطات در بنگاههاي صنعتي، معدني و تجاري کشور اشاره کنم. در سالهاي اخير با توسعه فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي، بهرهمندي صحيح از اين فناوريها در فرايندهاي مختلف کسبوکار بهعنوان يکي از الزامات فعاليت بنگاهها و ورود آنها به فضاي کسبوکار الکترونيکي مطرح است. از سوي ديگر ترسيم ميزان تأثير نقش فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي در بنگاههاي بخش صنعت، معدن و تجارت کشور، کار دشواري است، چراکه اين مهم نيازمند شناسايي دقيق اهداف بنگاهها و چالشهاي پيش روي آن در رسيدن به برنامههاي مدنظر مديران هر شرکت است.

در اين راستا، با هدف شناخت دقيق وضع موجود، ميزان نفوذ فناوري اطلاعات در بنگاههاي بخش و تنظيم سياستهاي اجرايي و برنامههاي عملياتي و حمايتي بهمنظور ارتقاي وضعيت شاخصهاي اين حوزه، برآنيم تا با انجام تحقيقي گسترده در بين نمونهاي از شرکتهاي کوچک و متوسط (SME) در حوزههاي گوناگون صنعت، معدن و تجارت کشور، نسبت به تدوين و ارائه مدلي براي بررسي سنجش بلوغ فناوري اطلاعات و ارتباطات براي گذار بنگاههاي SME به فضاي کسبوکار الکترونيکي اقدام کنيم. اين تحقيق نيازمند پاسخگويي مديران ارشد بنگاه يا مديران فناوري اطلاعات و ارتباطات است تا بر اساس رويکرد و ديدگاه آنان بتوان به دادههاي درستي دست پيدا کرد. در مرحله بعد که مقرر شده خدمات و تسهيلات دولتي بر اساس بلوغ شرکتها در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات در راستاي رسيدن به کسبوکار الکترونيکي اولويتگذاري شوند، شرکتهاي پاسخدهنده با امتيازي بالاتر جهت شناسايي اين اولويت مدنظر قرار خواهند گرفت. در پرسشنامه تحقيق نيز 13 عامل تأثيرگذار به همراه 55 شاخص تعيينکننده اين عوامل شناسايي شدهاند که سؤالات اصلي نشاندهنده عوامل و سؤالات فرعي نشاندهنده شاخصهاي آن عامل هستند.

بهرهوري کليد رقابتپذيري و ضامن توسعه پايدار است. تحقق اين اهداف متعالي به چه اقداماتي نيازمند است؟

توسعه پايدار، تلاش دارد که با نگاهي نو به توسعه، اشتباهات گذشته بشري را که در جهت دستيابي به توسعه يکجانبه اقتصادي بود تکرار نکند و توسعهاي همهجانبه و متوازن را رقم بزند. توسعه پايدار فرآيندي است که آيندهاي مطلوب را براي جوامع بشري متصور ميشود که در آن شرايط زندگي و استفاده از منابع، بدون آسيب رساندن به يکپارچگي، زيبايي و ثبات نظامهاي حياتي، نيازهاي انسان را برطرف ميسازد. توسعه پايدار راهحلهايي را براي الگوهاي ساختاري، اجتماعي و اقتصادي توسعه ارائه ميدهد تا بتواند از بروز مسائلي همچون نابودي منابع طبيعي، تخريب سامانههاي زيستي، آلودگي، تغييرات آب و هوايي، افزايش بيرويه جمعيت، بيعدالتي و پايين آمدن کيفيت زندگي انسانهاي حال و آينده جلوگيري کند. توسعه پايدار فرآيندي است که درصدد است تا در استفاده از منابع، هدايت سرمايهگذاريها، جهتگيري توسعه فناوري و تغييرات نهادي، با نيازهاي حال و آينده سازگار باشد. توسعه پايدار بهعنوان يک فرايند درحاليکه لازمه بهبود و پيشرفت است، اساس بهبود وضعيت و رفع کاستيهاي اجتماعي و فرهنگي جوامع پيشرفته را فراهم ميآورد و بايد موتور محرکه پيشرفت متعادل، متناسب و هماهنگ اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي تمامي جوامع و بهويژه کشورهاي در حال توسعه باشد. توسعه پايدار سعي دارد به پنج نياز اساسي همچون «تلفيق حفاظت و توسعه»، «تأمين نيازهاي اوليه زيستي انسان»، «دستيابي به عدالت اجتماعي»، «خودمختاري و تنوع فرهنگي» و «حفاظت از يگانگي اکولوژيکي» پاسخ گويد. توسعه پايدار فرآيندي است براي به دست آوردن پايداري در هر فعاليتي که نياز به منابع و جايگزيني سريع و يکپارچه آن وجود دارد. توسعه پايدار در کنار رشد اقتصادي و توسعه بشري در يک جامعه يا يک اقتصاد توسعهيافته، سعي در تحصيل توسعه مستمر، وراي توسعه اقتصادي دارد.

تجديد حيات رشد اقتصادي، تغيير کيفيت رشد اقتصادي، برآورده ساختن نيازهاي ضروري اوليه، اطمينان از سطح پايداري جمعيت، حفاظت از منابع طبيعي و ارتقاي منابع، جهتگيري مجدد دانش فني (دانش بومي)، محيطزيست و تصميمگيري اقتصادي، جهتگيري مجدد روابط اقتصادي و بينالمللي و اقدام در جهت مشارکتي ساختن توسعه از اهداف اساسي مبتني بر مفهوم توسعه پايدار به شمار ميرود.

توسعه پايدار چه شاخصهايي دارد؟

شاخصههاي توسعه پايدار را ميتوان در چهار گروه اجتماعي، اقتصادي، بنيادي و زيستمحيطي مطرح و بررسي کرد. توسعه پايدار بايد در طول زمان راهکارهاي جامعي در ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي و زيستمحيطي را مطرح کند. براي رسيدن به اهداف توسعه پايدار نيازمند برنامه مشخصي هستيم و با رهبري دولتها و دخالت مستقيم بنگاههاي تجاري، دانشگاهها و جامعه مدني ميتوان به تحقق آن ياري رساند.

توسعه پايدار به علت گسترش موضوعي ابعاد گستردهاي را شامل ميشود و اصول آن بر موارد زير تأکيد دارد:

ابعاد اجتماعي و اقتصادي شامل: تسريع توسعه پايدار در کشورهاي در حال توسعه، فقرزدايي، تغيير الگوي مصرف، تحولات جمعيتي، تأمين سلامت، تأمين مسکن مناسب و تلفيق برنامهريزي محيطزيست و توسعه.

منابع شامل: حفاظت اتمسفر، استفاده مناسب از زمين، حفاظت جنگلها، کويرزدايي، توسعه کوهستانها، کشاورزي و توسعه پايدار، تنوع زيستي، بيوتکنولوژي پايدار، حفاظت اقيانوسها، حفاظت و مديريت منابع آب، مديريت مواد شيميايي سمي و زبالههاي خطرناک، زبالههاي جامد و فاضلابها و زبالههاي اتمي.

مشارکت مردمي شامل: مشارکت همه اقشار در فرايند توسعه، توجه به زنان و جوانان و کودکان، مشارکت مردم بومي، سازمانهاي غيردولتي، نقش مسئولان محلي، کارگران و کارکنان در حوزههاي مختلف.

روشهاي اجرايي شامل: منابع مالي و نحوه تأمين آنها، انتقال تکنولوژي، علوم در خدمت توسعه، آموزش عمومي، ظرفيتسازي نهادهاي مورد نياز، قوانين و مقررات و اطلاعات مورد نياز.

  رقابتپذيري چه نقشي ايفا ميکند؟

رقابتپذيري يکي از مهمترين شاخصها براي تشخيص عملکرد مناسب يک کشور در تجارت بينالمللي است. رقابتپذيري به معناي توانايي و عملکرد يک شرکت، يک بخش اقتصادي يا يک کشور در فروش و عرضه کالا و خدمات در يک بازار در مقايسه با ديگر شرکتها، زيربخشها و کشورهاي حاضر در همان بازار است. رقابتپذيري «توانايي افزايش سهم بازاري و يا سوددهي، رشد ارزشافزوده و ماندن در صحنه رقابت عادلانه و بينالمللي براي يک دوره طولاني» است. از اين تعريف ميتوان سه نکته را مورد تأکيد قرار داد:

رقابتپذيري تنها به افزايش سهم از بازار محدود نشده و بحث سودآور بودن نيز از اهميت بالايي برخوردار است.

دستيابي به رقابتپذيري بهتنهايي نميتواند مبين شرايط بهينه باشد، بلکه حفظ شرايط رقابتپذير است که از اهميت برخوردار است.

رقابتپذيري يک بنگاه منتج از توانمندي (دارايي و قابليتها) و سياستها و روندها است.

در بررسي رقابتپذيري ميتوان از زاويه ديگري نيز به مسئله نگريست و آن منابع ايجاد رقابتپذيري است. منابع ايجاد رقابتپذيري را ميتوان در سه دسته فناوري، سازمان و نيروي انساني تقسيمبندي کرد. مزيت رقابتي حاصل از نيروي انساني دوام و پايداري بيشتري نسبت به ساير مزيت رقابتي دارند. مدتزمان بيشتري لازم است تا رقبا بتوانند اين مزيتهاي رقابتي را تقليد کنند.

عملکرد اقتصادي، کارآيي دولت، کارآيي کسبوکار و زيرساختار چهار فاکتور رقابتپذيري بهشمار ميروند که عموماً تعريفکننده فضاي حاکم بر اقتصاد داخلي يک کشور هستند. افزايش توان رقابتپذيري از آن رو اهميت فراواني دارد که بهعنوان يک عامل اساسي و ريشهاي براي پايداري و ترقي توليد کشور محسوب ميشود. سياستهاي حمايتي دولتها بايستي در جهت بهبود رقابتپذيري به کار گرفته شوند.

 

چه عواملي در توان رقابت اقتصادها نقش دارند؟

عوامل مختلفي در افزايش توان رقابتي اقتصاد در کشورها نقش دارد که از آن جمله ميتوان به جايگاه دولت، نقش نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملي، دانش و سرمايه انساني و فناوري و نوآوري اشاره کرد.

جايگاه دولت: نقش هدايتي مهمي براي دولتها در زمينه جهتدهي و زمينهسازي رقابت جهاني وجود دارد. سياستهاي دولت ميتواند اثر توان رقابت اقتصاد در تجارت جهاني را تقويت کند. دولتها با سياستهاي متنوع، اما کارا و هوشمند و هدفدار مالياتي، يارانهاي، تأمين مالي و نرخ بهرهاي نقش غيرقابلانکاري در شکوفايي مزيتهاي رقابتي و تقويت توان رقابت بازي ميکنند.

نقش نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملي: سادهترين راه براي افزايش انگيزه جهت توسعه صادرات، کاهش ارزش پول ملي و اعمال سياستهاي ارزي است. اين سياست گرچه در کوتاهمدت باعث افزايش رقابت ميشود اما توان رقابت پايدار و مبتني بر توانمنديهاي نهادينه و پويا، در بلندمدت متأثر از سياستهاي ارزي و پولي نيست. البته در صورت استفاده از يک بسته سياستي منسجم و مکمل در زمان مناسب، ميتوان رقابت صادراتي را بالا برد. گفتني است آنچه بهصورت ضمني فرض ميشود، افزايش سهم در تجارت جهاني در اثر رشد مداوم بهرهوري است.

دانش و سرمايه انساني: يکي از چالشهاي مهم در راه تحقق توان رقابت، راهاندازي سالم و پوياي جريان دانش بين نهادهاي آموزشي و سازمانهاي توليدي است. يکي از پايههاي توسعه توان اقتصادي کشورها، استحکامبخشي به عملکرد کسبوکار و جذب فناوري از طريق تأکيد بر آموزش و پژوهشهاي کاربردي به شمار ميرود.

فناوري و نوآوري: برداشت بلندمدت از توان رقابت بيشتر با برداشت فناورانه هماهنگ است و امروزه ايده رقابت غيرقيمتي در مرکز توجهات قرار دارد. تحقيقاتي که در مورد اقتصادهاي شرق آسيا انجام شده است نشان داده که اين اقتصادها (که تمرکز در نوآوري و فناوري داشتهاند) بيش از اقتصادهايي که بر انباشت سرمايه تأکيد داشتهاند، از توان رقابت بينالمللي برخوردار شدهاند. در عصر کنوني، کشورهاي مختلف به علم، فناوري و نوآوري بهمثابه منابع کليدي براي کسب مزاياي رقابتي و همچنين بهمنزله ابزار اساسي براي بهبود بخشيدن سطح زندگي مردم مينگرند و مؤسسههاي بينالمللي نيز توسعهيافتگي کشورها را بر اساس همين معيارها ارزيابي ميکنند.

در عرصه بينالمللي کدام نهاد در اعلام شاخص رقابتپذيري معتبر است؟

از ميان نهادهاي بينالمللي که هرساله توان رقابت اقتصادها را ارزيابي ميکنند، شاخص رقابتپذيري جهاني(GCI) مجمع جهاني اقتصاد از اهميت و اعتبار ويژهاي برخوردار است. اين شاخص مشتمل بر 12 رکن است که بر ميزان رقابتپذيري مؤثرند.

نهادها: محيط نهادي نقش محوري در چگونگي تقسيم منافع و تحمل هزينههاي سياستها دارد. سهامداران شرکتها، مالکان زمين و مالکان حقوق معنوي و فکري، تا به بستر بازدهي مناسب سرمايه و امنيت محيط اعتماد نکنند، در توليد ثروت ملي مشارکت جدي نميکنند. بوروکراسيهاي زائد، مقررات بيشازحد، فساد در روابط مالي و قراردادها، عدم شفافيت و عدم پيشبيني پذيري، همگي از مواردي است که هزينه اقتصاد را افزايش و تحقق توسعه را دشوار ميسازند.

زيرساختها: ارتباط بازارهاي داخلي با ساير کشورها، مکانيابي فعاليتهاي اقتصادي، بهبود توزيع درآمد بين مناطق مختلف کشور و برخورداري از ثمرات رشد اقتصادي مؤثر، وابسته به کيفيت زيرساختهاي کشور است. زيرساختهاي حملونقل، زيرساختهاي مربوط به انرژي و شبکههاي ارتباطات و اطلاعات از ابعاد مهم مرتبط با توان رقابت ملي است که هزينهها را کاهش و کارآيي بنگاهها را افزايش ميدهد.

ثبات اقتصاد کلان: فضاي عدم قطعيت و عدم پيشبينيپذيري منجر به کاهش اعتماد و اطمينان فعالان اقتصادي براي سرمايهگذاري است. اگرچه ثبات اقتصاد کلان بهتنهايي موجب بهرهوري نميشود، اما نبود آن ضربه جدي به رشد اقتصاد و بهرهوري بنگاهها وارد ميکند.

سلامت و آموزش پايه: سلامت نيروي کار از عوامل مؤثر بر توان، انگيزه و بهرهوري کار شمرده ميشود. همچنين نيروي کاري که از سطح قابل قبولي از آموزش برخوردار نباشد، نميتواند با پيشرفتهاي فني بنگاه، همگام شود و بر بهرهوري و خلاقيت خود بيفزايد.

آموزش عالي و مهارتافزايي: پيشرفت از سطح توليد ساده و متکي بر منابع ارزان، نيازمند آموزش عالي و مهارت افزايي نيروي کار است. اين شاخص، کيفيت و نرخ پوشش آموزش عالي و دورههاي مهارت افزايي را لحاظ ميکند.

کارآيي بازار کالا: بازارهاي رقابتي سالم، عامل مهمي براي ميل به افزايش بهرهوري بنگاهها در رقابت داخلي و خارجي به شمار ميروند. بهترين شرايط بازاري زماني فراهم ميشود که دولت در عين بسترسازي براي عملکرد رقابتي بازار، مداخلات غيرضرور و اختلالزا را به حداقل برساند.

کارآيي بازار نيروي کار: بازار کار بايد شرايط را براي انتقال کمهزينه نيروي کار به سمت کسبوکار بهرهورتر و رقابتيتر فراهم سازد و تعديل مناسب دستمزد با کمترين فشار اجتماعي را تسهيل کند.

توسعه بازار مالي: بازار مالي کارا جزء بسيار مهمي براي بهترين استفاده از پساندازهاي ملي و داراييهاي وارداتي براي بهرهورترين فعاليتهاي اقتصادي است. کارايي بازار مالي موجب ميشود فرازوفرودهاي اقتصادي و ريسک اقتصاد در آيينه بازار مالي قابل پيگيري و مراقبت باشد.

آمادگيهاي تکنولوژيک: اين خصوصيت ناظر بهچابکي واکنش اقتصاد به تحولات فناوري و پيشرفتهاي صنايع است.

اندازه بازار: بازار بزرگ داخلي امکان استفاده از اقتصاد مقياس و بهرهوري بالاتر را به بنگاهها ميدهد و با استفاده از ظرفيتهايي که در اثر اقتصاد مقياس به وجود ميآيد، ميتوان امکانات بيشتري را جهت کاهش هزينهها و افزايش سودآوري فراهم کرد.

انعطاف کسبوکار: منظور از انعطاف کسبوکار، شبکههاي ملي و همچنين ويژگيهاي خرد بنگاههاست. بهبيانديگر، محيط عمومي کسبوکار، صنايع پشتيبان و راهبردها و ساختارهاي بنگاه، در مرکز توجه اين رکن قرار دارد.

نوآوري: استاندارد زندگي و رفاه جامعه در بلندمدت در گرو رکن نوآوري و فناوري است. سرمايهگذاري در R&D، حمايت از حقوق مالکيت فکري، ارتباط تنگاتنگ دانشگاه و صنعت و مؤسسات علمي تحقيقي پيشرو از لوازم توان رقابت کشورهاست.

لازم به ذکر است ارتباط چندسويه تنگاتنگي ميان اين ارکان وجود دارد که وجود تعدادي از اين شرايط و نبود بسترهاي ديگر، موجب عدم اثربخشي براي تحقق توان رقابت خواهد شد. بنابراين مطابق آنچه در مورد توسعه پايدار و رقابتپذيري بيان شد مشاهده ميشود که حرکت مستمر و دائمي رو به بهبود در تمامي جوانب اين مفاهيم ديده ميشود و بهرهوري جزيي جداييناپذير از آنهاست که در تمامي اهداف و دستاوردهاي آنها نقشي کليدي دارد.

در اين ميان اصولاً چه شرکتها و سازمانهايي را ميتوان بهرهور دانست و بايد چه ويژگيهايي داشته باشند؟

فراهم آوردن يک زندگي مناسب براي همه اقشار جامعه به همراه رفاه و آسايش نسبي از جمله مهمترين محورهاي توسعه محسوب ميشود. به همين دليل دولتها و سازمانها سعي دارند تا با افزايش بهرهوري کيفيت و کميت خدمات خود را افزايش دهند. براي ارتقاي سطح زندگي در جامعه بايد کيفيت همهچيز بهتر شود. بهرهوري در سازمانها باعث ميشود تا نيروي کار و سرمايههاي مادي و معنوي به بهترين شکل مورد استفاده قرار گيرند. بنابراين تمامي سازمانهايي که به دنبال استفاده هوشمندانه و کارا از منابع هستند در مسير دستيابي به بهرهوري قدم برداشتهاند. در بهرهوري بايد با نيروي انساني کمتر، سرمايه کمتر، زمان کمتر، فضاي کمتر و بهطورکلي با حداقل منابع حداکثر توليد/خدمات را ارائه داد. براي افزايش بهرهوري نبايد کارکنان را به انجام اضافهکار واداشت. بهرهوري زماني حاصل ميشود که بتوان در همان ساعات شيفت کاري معمول کارکنان، ميزان توليد يا خدمات را ارتقا داد.

يکي از عوامل مهم و تأثيرگذار بر بهرهوري سازمانها، صلاحيت و توانمندي نيروي انساني آن سازمان هستند که ميتوانند مزيتهاي رقابتي مهمي براي آن سازمان ايجاد کنند و قدم ابتدايي جهت حرکت به سمت بهبود و بهرهور شدن است و نياز است ابتدا الزام بهرهوري در انديشه کارکنان يک سازمان نهادينه شود.

سازمانهايي را ميتوان بهرهور دانست که همواره در تلاشند تا با استفاده بهينه از منابع، افزايش کيفيت محصولات يا خدمات، بهبود رضايت مشتريان، دلپذيري محيط کار و افزايش انگيزه در کارکنان خود، موجب رشد و توسعه سازماني شوند که دستيابي به اين مهم از طريق بهکارگيري و استقرار تکنيکها و روشهاي متعددي که مشخصاً در طولانيمدت بهرهوري را مورد هدف قرار ميدهند ميسر است.

بنابراين، ميتوان اذعان داشت که يکي از مهمترين دستاوردهاي استقرار چرخه بهرهوري در دستگاههاي اجرايي و شرکتهاي دولتي و خصوصي، حرکت مستمر و دائمي به سمت بهرهورتر شدن است که در درازمدت مزيتهاي چشمگيري فراهم ميآورد.

آيا آمار يا بررسي مقايسهاي از ميزان بهرهوري در سازمانهاي ايراني با ساير کشورهاي جهان در دسترس است و در اين خصوص ارزيابي داريد؟

آمارنامه بهرهوري سازمان بهرهوري آسيايي گزارش تحليلي سالانه در مورد بهرهوري و عملکرد اقتصادي اخير و بلندمدت در آسيا و اقيانوسيه را ارائه ميدهد. سنجش بهرهوري بر اساس شاخصهاي پايه با کمک دادههاي رسمي، مقايسه بين کشورهاي آسيايي از نظر کيفيت رشد اقتصادي و دستاوردهاي حاصلشده را امکانپذير ميکند. هرساله آمار مورد نياز از مراجع رسمي کشورهاي عضو درخواست ميشود و بهاينترتيب مقايسه شاخصهاي بهرهوري نيروي کار، سرمايه و انرژي بين کشورهاي عضو و به تفکيک 9 بخش اقتصادي انجام ميشود. همچنين بر روي سايت سازمان ملي بهرهوري دسترسي به سامانه سبا و آمار و اطلاعات بر اساس برشهاي مناسب در سطوح بينالمللي، ملي، استاني و بخشي امکانپذير است.

 

موانع و ناکاميهاي بهرهوري در سازمانهاي ايراني عمدتاً حول چه محورها و دلايلي است؟

اولاً فرايند ارتقاي بهرهوري بايد بر اساس قانون مورد توجه سازمانها قرار گيرد که در برخي از سازمانهاي ايراني همچنان مغفول مانده است. ثانياً در برخي از سازمانها که به فرايند ارتقاي بهرهوري توجه داشتهاند؛ تجزيهوتحليل وضعيت موجود سازمانها که يکي از مهمترين مراحل در فرايند ارتقاي بهرهوري است بهدرستي صورت نپذيرفته است بهطوريکه عدم شناخت صحيح موانع و مشکلات بهرهوري آنها را از مسير بهرهوري خارج کرده و بر مواردي که تأثير چنداني در بهرهوري سازمانها ندارد متمرکز ميشوند، بهاينترتيب تعيين اقدامات لازم براي مواجهشدن با عوامل بهرهوري و پيشبيني اهداف نيز بهدرستي صورت نپذيرفته و منجر به ناکامي آن سازمانها در دستيابي به بهرهوري ميشود.

ثالثاً مشاهده شده در اغلب سازمانهايي که مسائل بهرهوري خود را بهدرستي تشخيص داده و اقدامات لازم براي رفع موانع بهرهوري را نيز بهدرستي تعيين کردهاند، عدم تعهد به برنامهها منجر به عدم تحقق بهرهوري شده است، تا زماني که باور قلبي نسبت به مسئله بهرهوري در ذهن مديران و کارکنان سازمانها شکل نگيرد، تعهد لازم براي ارتقاي بهرهوري در سازمانها نيز ايجاد نشده و در دستيابي به بهرهوري با مشکل روبرو خواهيم بود.

آيا پيشنيازهاي بهرهوري در سازمانها وجود دارد يا هنوز نيازمند تلاش براي دستيابي به آن هستيم؟

ساختار بهرهوري نيازمند اصلاح است، در اين خصوص سازمان ملي بهرهوري ايران نسبت به تدوين نظامنامه و دستورالعمل در خصوص تشکيل کميتههاي بهرهوري اقدام کرده و برگزاري نشستها و وبينارهايي حول موضوع تشکيل کميتههاي بهرهوري را همواره مورد توجه قرار داده است اما براي دستيابي نتيجه مطلوب، اين موضوع همچنان بايد مورد توجه قرار گيرد.

 

تصاویر
  • ارتقای بهره‌وری در صنعت مس ارتباط مستقیم با بهبود عملـکرد اکـتشافات دارد
اشتراک گذاری
فایل های پیوست
New Comment

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

طراحی سایت